قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1693

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال دويست و هشتاد و هشتم از رحلت خير البشر و در سال دويست و هشتاد و ششم از رحلت ، جميع امرا و اعيان دولت بر خلع المقتدر باللّه اتّفاق نموده در وقتى كه مقتدر در ميدان به چوگان‌بازى مشغول بود با عبد اللّه بن معتز بيعت كردند و لقب او را « المرتضى باللّه » گردانيدند « 1 » . هنوز المقتدر باللّه در ميدان بود كه كس المرتضى باللّه پيش او رفت كه : بايد همين لحظه از دار الخلافه به خانهء ابن طاهر انتقال كنند كه امير المؤمنين المرتضى باللّه به دار الخلافه متوجّه است . المقتدر باللّه از روى تدبير و عقل در جواب آن شخص گفت : به سر و چشم . من همين لحظه رخت بيرون مىكشم . على الصّباح حسين بن حمدان سوار شده به در دار الخلافه رسيد . غلامان المقتدر باللّه در مقام ممانعت و محاربت درآمده حسين بن حمدان را بازگردانيدند ، امّا آخر الأمر ، چون المقتدر باللّه ديد كه كار به هجوم عامه كشيد با جمعى از خواص خود در ساعت از دار الخلافه سوار شده راه موصل پيش گرفت . و چون المقتدر باللّه روى به موصل نهاد جماعتى كثير از آنها ، كه با المرتضى باللّه بيعت كرده بودند ، به مقتدر پيوستند و جمعيت ايشان پراكنده شد و المرتضى باللّه خواست كه از بغداد به سامره رود ، امرا متابعت او نكردند . در اين اثنا ، مقتدر نيز قوّت گرفته جماعتى كثير از آنها [ را ] كه با او غدر كرده بودند ، به قتل رسانيد و منصب وزارت را به ابن الذّات كه از اعيان زمان و اعقل دوران بود ، نامزد فرمود . و المرتضى باللّه از ترس پناه به ابن جصّاص « 2 » برده به خانهء او درآمد . مقتدر از روى قدرت و استقلال باز به بغداد

--> ( 1 ) . براى اطلاع از ساير القاب عبد اللّه بن معتز ؛ - ابن خلّكان ، وفيات الأعيان ، ج 2 ، ص 263 . ( 2 ) . نام كامل وى ابو عبد اللّه حسين بن عبد اللّه بن الحسين معروف به « ابن جصّاص جوهرى » است ؛ - منبع پيشين .